تصمیم دارم یک بخش جدید به گاهنویسیها اضافه کنم. طبق قانون نانوشتهای که در زندگی دارم، تمام معادلات شخصیام حول واژهی "گاهی" میچرخد. این است که گاهی عکس هم میگیرم. از حالا به بعد گاه و بیگاه اینجا پستهایی با برچسب "گاه نگاه" خواهم داشت. عکسهایی که خودم میگیرم. عکسهایی که از من جدا نیستند؛ همینقدر معمولی، همینقدر آشفته.
برای راحتی شما، هم اینجا (فضای بلاگر) آپلودشان میکنم، هم در سایت وبشاتس. فکر کنم برای شروع همین عکس پروفایل بد نباشد.
(لینک عکس در وبشاتس)
خورشید، از پشت هر حصاری طلوع خواهد کرد...
.

14 نظر:
ايده ي خوبيه
عكس و جمله هم عالي
موفق باشي
پس چرا فکر می کنند که می تونن پنهون کنن روشنایی رو؟
هم عکس و هم نوشته ای که راجع بهش گذاشتی عالین
:)
این عکس یه حسی به من میده که اسمشو میذارم جسارت
:)
از اون عکس شادات بیشتر بذار تا شاد شیم
كار خوبي مي كني ! ادامه بده .. حتي مي توني يه فتوبلاگ باز كني و همينجا لينكش كني ! اينطوري وبلاگ عكاسيت از نوشته هات جدا مي شه ! ...
آدرسشم اينه
http://www.photoblog.com/
**
آفتاب از پشت اين حصارم طلوع مي كنه اما دست ما بهش مي رسه ؟ يا سهممون نگاه كردن از شكاف اين نرده س؟
سینا
اگه موارد اخلاقی اجازه بده، چشم!
مهندس
دقیقن خصلت دیکتاتور جماعت همینه که فکر میکنه همه کار میتونه بکنه!
سرور
ممنون بابت معرفی فتوبلاگ. راستش تو همین فکر جداسازی هم بودم، اما خوب که بالا پایین کردم، دیدم عکس هم خیلی تضاد با کاری که اینجا میکنم نداره. حالا شاید تو فتوبلاگ هم آپشون کردم، ولی نمیدونم چرا دوست دارم اینجا هم باشن. وبلاگ آشفته همهچیش به همهچیش باید بیاد دیگه!
دست ما هم یه روزی بهش میرسه. سهم ما هم میشه. لاقل بذار اینطوری فکر کنیم!
همیشه تفسیر این عکستو دوست داشتم!
فوق العاده ست!
کار خوبی می کنی که عکساتو می ذاری.
منتظریم!
تصمیم جدیدت مبارک!
من که خوره عکسم و به شدت از این تصمیمت استقبال می کنم.
نوشته زیر عکست بسیار زیبا بود و البته سیاسی!! (;
عکسسسسسسسسسس!من میمیرم واسه عکس
این عکسه خیلی دلگیره پسر!خیلی قشنگه ولی بی نهایت دلگیره.نمیدونم به خاطر رنگشه فک کنم.طلوع یکم از این قرمز تر نیست معمولا؟این خیلی قهوه ایه
من هر وقت به این نگاه میکنم با خودم فکر میکنم که خدایا این چقدر قهوه ایه
:(
افرين پسر پس عكاسي هم مي كني :))
در ضمن اون چيه سر در وبلاگ زدي؟!!
به من يكي نمي توني دستور بدي!!
به روز نيستم نيا! اگر بياي هم راهت نمي دم!چي فكر كردي؟ :)))
شهرزاد(دفتر خاطرات)
دیدم روحم رو خطاب قرار دادی گفتم تا دست به یقه هم نشدی سلامی عرض کنم!
---
جالبه اون قسمت از حصار ناپدید شده!
:)
قشنگه
راستی عکس اینجوری زیاد میگیری؟
محافظ یو وی داری؟ دوربین و لنزت چیزیشون نشده؟
محافظ یو وی دارم. عکس اینجوری زیاد میگیرم. دوربین و لنزم چیزیشون نشده!
ارسال يک نظر